عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
134
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
و بندها را تماشا كرديم . حقيقتا مرحوم عضد الدّولهء ديلمى ، كه از بزرگان روزگار بوده ، عجب مخارج گزافى نموده است براى سوار كردن آب به زمينهاى اطراف . محلّ خراب را بدقّت ديديم . آقا على خان ، پسر مرحوم محمّد رحيم خان از جانب نوّاب معتمد الدّوله مباشر عمل سدّ است ، خيلى پريشان شد از بابت بىاحتياطى ما از گذشتن روى آب . خداوند حفظ نمود . مرحوم عضد الدّوله 8 رشته سدّ ساختهاند ، هر كدام به فاصلهء دو فرسخ از ديگرى . اوّلى 14 چشمه است و مابقى كوچكتر ، و اوّلى 22 طاحونه « 1 » و 22 قريه را مشروب مىكند و مجموع 360 قريه را . حالا بلوك اوّلى و طاحونهها خشك افتاده . ان شاء اللّه به مباشرى على خان تا پايين تمام ساخته مىشود . حقير دستور العملى داد بنا به سفارش و خواهش نوّاب معتمد الدّوله كه مخصوصا سپرده بود كه از راه بند امير برود . مصالح ، آنجا ارزان است . آهك خروارى دو قران ، نونك ، كه قائم مقام آهك است و در فارس زياد معمول ، خروارى هفتصد دينار ، سنگ برآورد شد . . . « 2 » براى سدّ يك هزار ذرع مكعب از قرار بارى يك شاهى كه از كوه بشكنند با باروت « 3 » و از « 4 » اجرت سنگ شكن روزى دو قران مىشود . امروز بعد از عبور [ از ] محلّ سدّ خراب دو نفر مرد و يك دختر 9 ساله خواستند به همان قسم مقرّر از روى تير بگذرند . آب زياد شده بود . تيرها را برد و آن سه نفر را در آب انداخت . مردها قسمى جان دربردند . آن طفل دختر بيچاره را آب كشت . جسد او هم به دست نيامد . خداوند به ما رحم كرد . دو قريه در كنار و روى خود بند امير ساخته شده ، بزرگند و از آب سدّ مشروب نمىشوند . با چاه و دلو آب مىكشند . براى بناى سدّ اول زياد [ ه ] « 5 » از يك صد هزار تومان مخارج شده . عجب همّتى داشته كارهاى عجب نموده ، كه نمىتوان در اينجا شرح داد . قلعه [ اى ] فيما بين بند امير و پل خان واقع است به اسم دولتآباد ، ملك حاجى وكيل . چهار باب طاحونه در روى سدّ خراب واقع بوده ملك كدخداى قديم ، حالا سهم سه نفر شده . محمّد هاشم خان ، مشهدى عبّاس خان ، مشهدى احمد خان . آقا على خان خيال داشتند كه وقت ساختن سدّ طاحونهها را موقوف كنند و مستغل « 6 » اين بيچارهها از ميان برود . حقير چيزى سفارش نوشت كه بودن طاحونه ضررى به سدّ ندارد .
--> ( 1 ) . آسياب ( 2 ) . چنين است در اصل نسخهء خطّى . ( 3 ) . در نسخهء خطّى : باروط ( 4 ) . كلمهء « از » زايد به نظر مىرسد . ( 5 ) . بيش از ، متجاوز از ( 6 ) . در نسخهء خطّى : مستقل . منظور ممرّ عايدى است .